

ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود.
همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر.
ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟
آن مرد گفت : نه …
ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!

*
یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند.
موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند.
به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت

*
خر نخریدم انشاءالله …!
ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد.
مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟ گفت:به بازار تا درازگوشی بخرم .
مردگفت: انشاءالله بگوی. گفت: اینجا چه لازم که این سخن بگویم؟
درازگوش در بازار است و پول در جیبم.
چون به بازار رسید پولش را بدزدیدند.
چون باز می گشت، همان مرد به استقبالش آمد و گفت: از کجا می آیی؟
گفت: از بازار می آیم انشاءالله، پولم را زدند
انشاءالله ، خر نخریدم انشاءالله و دست از پا درازتر بازگشتم ان شاءالله!

*
وظیفه و تکلیف
روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یکی گفت: “جناب ملا! شما که دعوت نداشتی چرا آمدی؟”
ملانصرالدین جواب داد: “اگر صاحب خانه تکلیف خودش را نمیداند.
من وظیفهی خودم را میدانم و هیچوقت از آن غافل نمیشوم.”

*علت نا معلوم
ملانصرالدین به یکی از دوستانش گفت: خبر داری فلانی مرده؟
دوستش گفت: “نه! علت مرگش چه بود؟”
ملا گفت: “علت زنده بودن آن بیچاره معلوم نبود چه رسد به علت مرگش!”

*
دیرباور
روزی یکی از همسایهها خواست خر ملانصرالدین را امانت بگیرد.
به همین خاطر به در خانه ملا رفت.
ملانصرالدین گفت: “خیلی معذرت میخواهم خر ما در خانه نیست”.
از بخت بد همان موقع خر بنا کرد به عرعر کردن.
همسایه گفت: “شما که فرمودید خرتان خانه نیست؛
اما صدای عرعرش دارد گوش فلک را کر میکند.”
ملا عصبانی شد و گفت: “عجب آدم کج خیال و دیرباوری هستی.
حرف من ریش سفید را قبول نداری ولی عرعر خر را قبول داری.”
**
گریه بر مرده
روزی ملانصرالدین به دنبال جنازهی یکی از ثروتمندان میرفت و با صدای بلند گریه میکرد. یکی به او دالداری داد و گفت: “این مرحوم چه نسبتی با شما داشت؟”
ملا جواب داد: “هیچ! علت گریهی من هم همین است.”
**
کرامت ملا
روزی ملانصرالدین ادعای کرامت کرد.
گفتند “دلیلت چیست؟”
گفت: “میتوانم بگویم الساعه در ضمیر شما چه میگذرد؟”
گفتند: “اگر راست میگویی بگو.”
گفت: “همهی شما در این فکر هستید که آیا من میتوانم ادعایم را ثابت کنم یا نه!”

*مهمان شدن ملانصرالدین
روزی ملانصرالدین به عدهای رسید که مشغول غذا خوردن بودند. رفت جلو و گفت “السلام یا طایفهی بخیلان!”
یکی از آنها گفت: “این چه نسبتی است که به ما میدهی؟ خدا گواه است که هیچ یک از ما بخیل نیست.”
ملانصرالدین گفت: “اگر خداوند این طور گواهی میدهد، از حرفی که زدم توبه میکنم، و نشست سر سفرهی آنها و شروع کرد به غذا خوردن.”

*
ما نوح را فرستادیم
روزی ملانصرالدین بالای منبر رفت و یک آیه خواند : ” و ما نوح را فرستادیم… ” بعد هرچه کرد ادامه آیه را یادش نیامد تا اینکه یکی از حضار گفت : ملا معطلمون نکن.اگه نوح نمی یاد یکی دیگه رو بفرست!!!

*شکایت الاغ
الاغ ملانصرالدین روزی به چراگاه حاکم رفت. حاکم از ملا نزد قاضی شکایت کرد. قاضی ملا را احضار کرد و گفت : ملا ماجرا را توضیح بده. ملا هم گفت : جناب قاضی. فرض کنید شما خر من هستید. من شما را زین می کنم و افسار به شما می بندم و شما حرکت می کنید. بین راه سگها به طرفتان پارس می کنند و شما رَم می کنید و به طرف چراگاه حاکم می روید. حالا انصاف بدید من مقصرم یا شما؟!!!

*
اسب من کو
ملانصرالدین در عرصه ی مسابقه بر اسبی بنشست و یال اسب در دست گرفت. اسب تاختن آورد و ملا از پشت آن لغزید و از ابتدای یال به انتهای دمب آن رسید ! پس آواز در داد: آهای! آهای …! این اسب تمام شد یک اسب دیگر بیاورید!!!
**
خر بگیری
زمون قدیم داروغه ها برای جمع آوری خراج و مالیات حاکم الاغ ها را می گرفتند .
یک روز زمان خر بگیری ملا نصر الدین با عجله و شتابان وارد خونه ای شد.
صاحبخونه گفت :چی شده؟ ملا گفت : بیرون دارن خر میگیرن
صاحبخونه گفت: خر میگیرن چه ربطی به تو داره؟
ملا گفت : مامورین آنچنان عجله داشتن که میترسیدم اشتباها مرابه جای خر بگیرن.
*
خویشاوندی
یک روز ملانصرالدین خرش را به سختی می زد و رهگذری از آنجا می گذشت و پرسید که چرا می زنی گفت ببخشید اگر می دانستم که با شما خویشاوندی دارد این کارو نمیکردم!

*
دو تا خر
یه روز ملانصرالدین و دوستش دوتا خر میخرن.
دوست ملا میگه: چه طوری بفهمیم کدوم ماله منه کدوم ماله تو؟
ملا میگه خوب من یه گوش خرم رو میبرم اونی که یه گوش داره مال من اونی هم که دو گوش داره مال تو.!
فرداش میبینن خر ملا گوش اون یکی خره رو از سر حسادت خورده!!!
دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من جفت گوش خرمو میبرم!!!
فرداش میبینن بازم قضیه دیروزیه…
دوست ملا میگه :حالا چیکار کنیم ملا میگه: من دم خرمو میبرم!
فرداش بازم قضیه دیروزی میشه..
دوست ملا با عصبانیت میگه: حالا چیکار کنیم ملانصرالدین هم میگه:عیبی نداره خب حالا خر سفیده مال تو خر سیاه مال من

*
عقل سالم
زن ملا به عقل خود خیلی می نازید و همیشه پیش شوهرش از خود تعریف می کرد. روزی گفت: مردم راست گفته اند که دارای عقل سالم و درستی هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به کار نمی بری به همین دلیل سالم مانده است!
*
تجربیات اثبات شده
ملا در اتاقش نشسته بود که مگسی مزاحم استراحتش می شود، مگس را می گیرد و یک بالش را می کند. مگس کمی می پرد دوباره مگس را می گیرد و بال دیگرش را هم می کند. او می گوید: بپر ولی مگس نمی پرد. به خود می گوید: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنید گوش او کر می شود!

*
خواب خوش
شبی ملانصرالدین خواب دید که کسی ۹ دینار به او می دهد، اما او اصرار می کند که ۱۰ دینار بدهد که عدد تمام باشد. در این وقت، از خواب بیدار شد و چیزی در دستش ندید. پشیمان شد و چشم هایش را بست و گفت: «باشد، همان ۹ دینار را بده، قبول دارم.»
*
لامپ اضافی خاموش
ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش.
*
جک های زیبا
به ترکه میگن غضنفر اچ آی وی گرفته . میگه : عجب مگه جی ال ایکس رو فروخت ؟!!!
به ترکه میگن : چند تا حیوون نام ببر که پرواز میکنن .! میگه : کلاغ ، قو ، کبوتر ، خر . میگن خر که پرواز نمیکنه !!! میگه: خره دیگه ، یه هو دیدی پرواز کرد !!!
ترکه میره خواستگاری . به دختره یه بلیط اتوبوس میده . بابای دختره شاکی میشه و میگه : مرتیکه خر ، این چه کاریه ؟ این چیه ؟ ترکه میگه : ارایه بلیط نشانه شخصیت شماست !!
ترکه داشته چایی هم میزده ، میبینه خیلی شیرین شده ، یه دور بر میگرده !!!یه ترکه میخواسته غیر قانونی از مرز خارج بشه ، میگیرنش ازش میپرسن : با چه ارزی داری خارج میشی ؟ میگه با ارز معذرت !
! پلیسه دنباله یه ترکه میکنه . ترکه خودشو پرت میکنه تو جوب . پلیسه میگه بیا بالا دستگیری ! ترکه میگه : نه دیگه ... اشتباه کردی ! اینجا حوزه نیرو دریاییه !!!
به ترکه می گن این میس کال که می گن چیه؟ می گه نمی دونم والا ولی فکر کنم یه واحد اندازه گیری باشه ........مثل یه مثگال زعفرونبه ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف
به رشتیه میگن بچه داری؟! میگه: والله من نه، ولی خانم داره !!
جبرئیل به رشتیه نازل میشه میگه یه آرزو کن برآورده کنم. رشتیه میگه من میخوام خدا رو ببینم جبرئیل میگه این چه حرفیه؟؟ نه خدا رو هیچ کس نمیتونه ببینه ، به جاش یه آرزو دیگه کن . یارو میگه خب باشه پس یه کاری کن من باغیرت بشم ! جبرئیل میگه پاشو پاشو بریم خدا رو نشونت بدم !!!
پسر رشتیه: بابا جان چرا جوجه وقتی میمیره پاهاش بالا میره؟ پدر: برای اینکه فرشته ها پاهاشو بگیرن ببرنش بهشت. چند روز بعد پسره زنگ میزنه به باباش و میگه: بابا بدو فرشته ها میخوان مامانُ ببرن بهشت ولی جعفر آقا افتاده روش نمیذارهتو آزمایش دی.ان.ای یه رشتی مشخص میشه که بچّش ماله خودشه ، برای حفظ آبرو تکذیب میکنه !زن رشتیه داشته میداده ،شوهرش سر می رسه یا رو را دنبال می کنه میزنه طرف رو له و لورده میکنه. زنش میگه عجب غیرتی. رشتیه میگه اگه تو هم با کفش بیای بالای تخت همین بلا را سرت میارم !!!
جشنواره فیلمهای قزوین:
کون بلبلی : کمدی
کون صورتی : انیمیشن
کون پاره : جنگی
کون استوری : عشقی
کون خور : ترسناک
کون برهنه : سکسی
شهر کونها : مستند
رد کون : پلیسی
پسری با کون بی سوارخ : تخیلی
پسرم عجب کونی داری : خانوادگی
بخاطر یک لپ کون: وسترن
یک شب یه فرشته آمد و گفت یک میلیون دلار میخوای یا یک دوست خوب؟
منم گفتم یک میلیون دلار چون تو رو داشتم.
قابل توجه دوستان: به زودی شب یلدا فرا می رسد و از اون به بعد روزها بلند میشه و دیگه شبها بلند نمیشه . گفتم در جریان باشید.
حکیمی رو گفتن بکنیمت یا بکشیمت؟
حکیم اندکی اندیشید و عمری بزیست.(شیخ پشمکی)
ببین می توونی پول جور کنی ایران خودرو داره 206 ثبت نام میکنه یک مییلون اول میگیره و ماهی 20000 تومن اقساطشه. زمان تحویل همزمان با ظهور آقا
میدونی فلسفه خمیازه کشیده چیه؟ شیطون میاد در گوشت میگه اندازه سوراخ کونت چقدره؟
جشنواره فیلمهای قزوین:
کون بلبلی : کمدی
کون صورتی : انیمیشن
کون پاره : جنگی
کون استوری : عشقی
کون خور : ترسناک
کون برهنه : سکسی
شهر کونها : مستند
رد کون : پلیسی
پسری با کون بی سوارخ : تخیلی
پسرم عجب کونی داری : خانوادگی
بخاطر یک لپ کون: وسترن
جسارت به ضرب المثلهای فارسی!!!
?. کیر تو سوراخ نمیرفت کاندوم به دورش می بست
?. کیر را تو سوراخ کس راه نمیدادن دنبال سوراخ کون میگشت
?. یک انگشت به کون خودت کن یک کیر به کون دیگران
?. تقه تقه جمع گردد وانگهی کون جر وا جر شود
?. هر که رونش بیش خواهانش بیشتر
?. زیپ شلوارم بازه حیای دختر همسایه کجا رفته
?. کون تنگ مایه ننگ. کون گشاد مایه نشاط
?. ماما که دوتا شد هزینه زایمان دوبرابر می شه
??. کون آدم از بچگی تنگه
??. کون سفید سر کیر سرخ را میدهد بر باد
??. رو هم نشینیم با هم بشینیم
??. کیر همسایه درازه(مرغ همسایه غازه)
??. کونی که نکوست از گوزیدنش پیداست
گر بدیدی کیری برکونی تکیه کرده بدان میخواد عکس یادگاری بگیره به کسی هم مربوط نیست
دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم، بی خود جوگیر نشو، دارم تمرین می کنم خطم خوب بشه.
بیا ای دل کمی وارونه گردیم - برای هم بیا دیوونه گردیم - شب یلدا شده نزدیک ای دوست - برای هم بیا هندونه گیریم ----- یلدا خوش
